هوش هیجانی کودک

هوش هیجانی

هوش هیجانی کودک بر عکس بهره هوشی ، اکتسابی است و مهم ترین اساس موفقیت و خوشبختی یک فرد می باشد. کسی که هوش هیجانی بالا دارد، می داند چه احساسی دارد.

چرا این احساس را دارد ؟ چون می داند احساسات او با ارزش هستند اما قرار نیست تنها بر پایه احساساتش عمل کند. او درک می کند دیگران چه احساسی دارند. این آگاهی باعث می شود کمتر از دیگران ناراحت شود، رابطه بهتری با بقیه داشته باشد، راحت تر احساسات خود را مدیریت کند و هنگامی که احساسات شدید را تجربه می کند، کمتر حالت انفجاری را داشته باشد. این افراد رضایت بیشتری از زندگی دارند و روابط موفق تری خواهند داشت.

والد هوش هیجانی

والد هوش هیجانی به داد زدن فرزندش گوش نمیده بلکه به فرزندش نگاه می کنه . پس به جای واکنش به داد زدن فرزندش، موجود کوچکی رو میبینه که داره سعی میکنه احساسش رو نشون بده، اما بلد نیست.

والد هوش هیجانی به جای تمرکز روی فرزندش که < باید ادبش کنم! ببین چه لوس شده! از کنترل خارج شده! اگر الان این بعداً چی میشه>. روی خودش توجه می کنه <چی باید یادش بدم؟ چطوری می تونم کمکش کنم؟>.

والد هوش هیجانی خوب میدونه نه خودش مقصره نه همسرش و نه فرزندش پس دنبال مقصر و تنبیه و انتقاد نمیگرده، بلکه دنبال راهی که احساس درک شدن رو خودش و فرزندش احساس کنه و بعد به دنبال راهی برای حل مشکل باشه.

سرمشق خوبی باشید

خوبه به کودک نشان بدهید احساس تو از احساس من جدا است. اگر تو گریه کنی من ناراحت نمیشم، اگر تو عصبی بشی من بی طاقت نمیشم. من میتوانم احساسات خودم را مدیریت کنم و با بهم ریختن تو همه اهل خانه به هم نمی ریزند.

برای اینکه سرمشق خوبی باشید، باید بتوانید زمانی که فرزندتان دچار بحران شده شما آرامشتان را حفظ کنید و مثل یک راهبر کمکش کنید، با این کار بزرگ ترین رمز موفقیت در آینده را به او میاموزید.

بازی برای تقویت هوش هیجانی

  • از فرزندتان بخواهید یک شخصیت کارتونی، یا جایی که به تازگی رفته را نقاشی کند. از او بخواهید فکر کند رنگ لباسش چه بوده، یا جایی که رفته چند پله داشته، درهایش چه رنگی بوده و …… با این کار تمرکز، دقت به جزئیات و حافظه را در فرزندتان افزایش می دهید. سعی کنید فرزندتان را تا زمانی که خودش نخواسته تصحیح نکنید.
  • از فرزندتان بخواهید یک خاطره خوب را نقاشی کند. اجازه دهید آزادانه نقاشی کند. حالا از او بخواهید یک داستان درباره نقاشی اش تعریف کند. حالا از او بخواهید یک خاطره بد را نقاشی کند و بعد یک داستان درباره نقاشی اش تعریف کند. اجازه دهید از تخیلش استفاده کند. فرزندتان را نصیحت نکنید، سعی نکنید احساساتش را تغییر دهید یا اتفاقات بد را کوچک نشان دهید. وقتی فرزندتان درباره احساساتش حرف میزند از اهمیت احساسات بد در ذهنش کم میشود. با این کار درک فرزندتان از احساساتش افزایش میابد.

آموزش هوش هیجانی به کودک

(( مامان دوستم باهام قهر کرده! )) وقتی فرزندتون احساساش و نشون میده، بهترین زمان آموزش هوش هیجانی به فرزندتان است. نوع رفتار شما خیلی مهم است .

  • چه کارهایی نکنیم؟ ( نگویید ولش کن بچه بدیه! چه بهتر من ازش خوشم نمیاد، محلش نذار! ) چون با این حرف ها در حقیقت به فرزندتان نشان دادید احساساتش مهم نیست.
  • فرزندتان را سرزنش نکنید: (خب اذیتش نکن! من که گفتم داد نزن سرش! خب میخواستی اسباب بازی بهش بدی!) فرزندتان کم کم میاموزد حرف هایش را به شما نگوید. پس بهترین جایگزین برای این رفتارها عبارتند از:
  • احساسش را تایید کنید: چه سخت، پس تنهایی، ناراحت میشی نه؟ منم دوستم باهام قهر میکرد ناراحت میشدم.
  • کمکش کنید موقعیت را ارزیابی کند: چی شد که باهات قهر کرد؟ برام تعریف کن!
  • به او یاد بدهید از خودش سوال درست بپرسد: فکر میکنی چرا این کار را کرد؟ به نظرت چطور میتونی این شرایط را عوض کنی؟
  • کمکش کنید تصمیماتش را ارزیابی کند: تو هم قهر کنی باهاش؟ آره اینم میشه. وقتی قهر کنی فکر میکنی باهم دوست میشین؟
  • کنارش باشید تا اشتباه بی خطر کند: فرزندتان دارد برای زندگی کردن آماده میشود. همه مشکلات را برایش حل نکنید، همه راه حل ها را در اختیارش قرار ندهید، اشتباهاتش را تصحیح نکنید. کنارش باشید تا مهارت ها را بیاموزد.

کلام آخر

یادتون باشه احساس بچه ها با ارزش و درسته . احساسشون همیشه تایید میشه و هیچ وقت به خاطر احساساتشون سرزنش نمی شوند. بلکه رفتار آنها باید تصحیح شود! آن هم با صبوری، بازی، داستان گویی و نمایش بازی!